Mostly Your Blogs ***** And Sometimes Our Blogs! *****

ca50.25

This page is dedicated to publishing (and/or sharing as well) blogs in any four languages of Spanish and Persian (i.e. the main languages of COLOMBIRAN community members), as well as English and French (i.e. the two official languages of Canada). A flag beside the source reference will indicate the language of the blog. 

We welcome any original blog written by yourself, or sharing a good one with the name of author or publisher. 

The Blogs are prefered to be relevant to COLOMBIRAN cause and community members, however the blogs which promote or are simply about humanity, culture,  values, society, relationships, and the day to day life as a whole are also considered suitable and welcomed even if the subject does not fall under in COLOMBIRAN cause or main categories.

If you have written or read somewhere any pertinent blog in any of these languages that can be relevant and interesting for COLOMBIRAN cause and community, you are kindly invited to share it with us through our email info@colombiran.ca [Please write in the subject line: “for Blog page”].  If the blog is not yours, reference of the original media is necessary to credit the owner or initial publisher of the blog.  While we welcome any relevant blog and appreciate all contributors, we reserve the right to slightly amend (technical, size, etc.) or reject any blog submitted.  Thank you.


ir100.50   Source: Shared in Iranian Canadians Facebook groups, July, 19, 2015

خودمان را برای تازه مهاجران نگیریم

ایرانیان زیادی این روزها وارد کانادا میشوند. هوا گرم است و خانواده ها طوری برنامه ریزی میکنند که در تابستان وارد شوند. خانواده هایی که هر کدام با امیدها و رویاها و برنامه های خودشان پا به این سرزمین پهناور میگذارند. بالاخره همه ما بعد از مدتی راه خود را پیدا میکنیم و وارد زندگی حرفه ای و کار میشویم. اما،،، وظیفه تک تک ما هست که با این تازه واردان نهایت همدلی و همیاری را داشته باشیم. آنها در بدو ورود با مسائل و مشکلات زیادی روبرو هستند، وقتی با خانواده ایرانی روبرو میشویم و میفهمیم که تازه وارد هستند خودمان را دور نکنیم، قیافه نگیریم، سعی کنیم با آغوش باز آنها را راهنمایی کنیم. اگر شرایط اقتصادی و فرهنگی کشور خودمان بهتر بود هیچ کس اینجا نمیماند، ولی چه میتوان کرد که این سیل عظیم سرمایه انسانی رو به اینجا سرازیر است. با چشمهای خودم دیدم که ایرانی ها به هم آدرس اشتباه میدهند ! شاید فکر میکنند که افرادی که جدید میایند میخواهند جای آنها را بگیرند، نه دوست عزیز، اینجا بقدر کافی ثروت و وسعت هست، این دید قدیمی میبایست اصلاح شود و ریشه کن شود. این یک بدفرهنگی است که البته خوشبختانه روز به روز کمتر میشود اما متأسفانه هنوز هست. بخصوص در مهاجران نسل جوان و تحصیلکرده این مسائل در حال کمرنگ شدن است. سعی کنیم بیشتر از تازه واردان حمایت کنیم. به امید موفقیت و سربلندی همه ایرانیان خارج از کشور

————
در مورد نویسنده این مطلب اطلاعاتی در دسترس نیست
————


ir50.25png  Source: Shared in Iranian Canadian Facebook groups, Dec. 18, 2015

 داستان آنهایی که رفتند از ایران و داستان آنهایی که ماندند در ایران

آنهايی که “از ایران” رفته اند همانطور که دارند يک غذای سر دستی درست می‌کنند تا تنهايی بخورند، فکر می‌کنند آنهايی که مانده‌ند الان دارند دور هم قورمه سبزی با برنج زعفرانی می‌خورند و جمعشان جمع است و می‌گويند و می‌خندند.
آنهايی که مانده اند “در ایران” همانطور که دارند يک غذای سر دستی درست می‌کنند فکر می‌کنند آنهايی که رفته‌ند الان دارند با دوستان جديدشان گل می‌گويند و گل می‌شنوند و از آن غذاهايی می‌خورند که توی کتاب‌های آشپزی عکسش هست.

آنهايی که رفته‌ند فکر می‌کنند آنهايی که مانده‌ند همه‌ش با هم بيرونند. کافی‌شاپ، لواسان، بام تهران و درکه می‌روند. خريد می‌روند… با هم کيف دنيا را می‌کنند و آنها را که آن گوشه دنيا تک افتاده‌ند فراموش کرده‌ند.
آنهايی که مانده‌ند فکر می‌کنند آنهايی که رفته‌ند همه‌ش بار و ديسکو می‌روند و خيلی بهشان خوش می‌گذرد و آنها را که توی اين جهنم گير افتاده‌ند فراموش کرده‌ند

آنهايی که رفته‌ند می‌فهمند که هيچ کدام از آن مشروب‌ها باب طبعشان نيست و دلشان می‌خواهد يک چای دم کرده حسابی بخورند.
آنهايی که مانده‌ند دلشان می‌خواهد يکبار هم که شده بروند يک مغازه ای که از سر تا تهش مشروب باشد که بتوانند هر چيزی را می‌خواهند انتخاب کنند

آنهايی که رفته‌ اند، پای اينترنت دنبال شبکه سه و فوتبال با گزارش عادل يا سريالهای ايرانی و اخبارهايی با کلام پارسی و ايرانی هستند.
آنهايی که مانده‌ند در حسرت دیدن کانال‌های ماهواره بدون پارازيت کلافه می‌شوند و دائم پشت ديش هستند.

آنهايی که رفته اند می‌خواهند برگردند.
آنهايی که مانده‌ند می‌خواهند بروند.

آنهايی که رفته‌ اند به کشورشان با حسرت فکر می‌کنند.
آنهايی که مانده‌ند از آن طرف، دنیایی رویایی می‌سازند.

اما هم آنهايی که رفته اند و هم آنهايی که مانده‌ند در يک چيز مشترکند:

آنهايی که رفته اند احساس تنهايی می‌کنند.
آنهايی که مانده‌ند هم احساس تنهايی می‌کنند.

آنها که می‌روند وطن‌فروش نیستند.
آنهايی که می‌مانند عقب مانده نیستند.

آنهايی که می‌روند، نمی‌روند آن طرف که مشروب بخورند.
آنهايی که می‌مانند، نمانده‌‌ند که دینشان را حفظ کنند.

آنهايی که می‌روند، یک ماه مانده به رفتنشان غمگین می‌شوند. یک هفته مانده می‌گریند و یک روز مانده به این فکر می‌کنند که ای کاش وطن جایی برای ماندن بود.
و آنهايی که می‌مانند، می‌مانند تا شاید وطن را جایی برای ماندن کنند.

  باز نشر از صفحات فیسبوکی ایرانیان – برگرفته از “نشریه دانشجویی دانشگاه صنعتی شریف”


ir50.25png  Source: Shared in Iranian Canadian Facebook groups, January, 24, 2016

https://www.facebook.com/groups/business.montreal?__mref=message_bubble

قطار زندگی

زندگي مانند سفر كردن با قطار است
به همراه ايستگاه ها،تغيير مسيرها و حوادث

ما با تولدمان به اين قطار سوار ميشويم و والدينمان كساني هستند كه بليت اين سفر را برايمان گرفته اند
ما فكر ميكنيم كه آنها هميشه همراه ما در اين قطار سفر خواهند كرد
اما در يك ايستگاه آنها از اين قطار پياده ميشوند و ما را در اين سفر تنها ميگذارند
با گذشت زمان مسافران ديگري وارد قطار ميشوند كساني با اهميت مانند دوستان،فرزندان و حتي عشق زندگي مان
بسياري از آنها در طول مسير اين سفر ما را ترك خواهند كرد و جاي خاليشان در زندگي ما بجا ميماند
بسياري هم انچنان بي سر و صدا ميروند كه ما حتي متوجه ترك كردن صندلي و پياده شدنشان نميشويم
سوار بر اين قطار پر از تجربه ي شادي،غم،روياپردازي،انتظارات،سلام ها،خداحافظي ها و آرزوهاي خوب است
يك سفر خوب همراه است با كمك كردن،عشق ورزيدن،داشتن رابطه خوب با بقيه همسفران و اينكه مطمئن بشيم تمام تلاشمان را بكنيم تا سفري راحت داشته باشند
راز اين سفر بسيار زيبا اين است كه
ما نميدانيم در كدامين ايستگاه قرار است پياده شويم
پس بايد به بهترين شكل زندگي كنيم-سازگار باشيم،فراموش كنيم،ببخشيم و بهترين چيزي كه داريم را ارائه دهيم
تمامي اينها مهم خواهد بود چراكه هنگامي كه زمان آن برسد كه ما مجبور به ترك صندلي خود بشويم، مي بايست براي آنها كه سفرشان با قطار زندگي ادامه دارد خاطرات زيبايي از خود بجا بگذاريم
از شما متشكر كه يكي از مسافران مهم قطار همراه من بوديد، من نميدونم كه چه وقت به ايستگاه من خواهيم رسيد،براي همين نميخواهم فرصت گفتن “متشكرم” را از دست بدهم
براي همه شما سفري شاد و بياد ماندني را آرزو ميكنم
————
در مورد نویسنده این مطلب اطلاعاتی در دسترس نیست
————


1941 Total Views 1 Views Today