مَثنَوی مونس؛ تَلخیصِ مُنتَخَبی از مثنوی مولانا، جِلدِ چهاراز شِش، پُستِ بیست و دُوُّم– Cozy Masnavi; Book 4 of 6, Simplified Rumi’s Masnavi, N.22



TOP

***

EnglishFrançaisEspañolفارسی

Project 705-2

هَر کسی از ظَنّ خود شُد یارِ مَن

اَز دَرونِ مَن نَجُست اَسرارِ مَن

این داستان
داستان گفتن سلیمان (ع) به بلقیس که من از روی خلوص و به امر خداوند تلاش می کنم که تو ایمان بیاوری و من ذره ای به نفس تو و حُسن تو و مُلک تو طمع ندارم و اگر چشم تو به خدا روشن شود، این امور برای تو آشکار خواهد شد  

HOME – L’ACCUEIL – INICIO – صفحه نخست

SITE MAP – نقشه سایت



فارسی

صفحه نخستنقشه سایتپروژه ها

دفتر چهارم مثنوی

منتخب داستان های 31 تا 42

مشتمل بر سیصد و چهل و پنج بیت

پُستِ بیست و دوُم

داستان گفتن سلیمان (ع) به بلقیس که من از روی خلوص و به امر خداوند تلاش می کنم که تو ایمان بیاوری و من ذره ای به نفس تو و حسن تو و ملک تو طمع ندارم و اگر چشم تو به خدا روشن شود. این امور برای تو آشکار خواهد شد

تذکر
این پُست از روی فایل کامپیوتری برداشت گردیده که هنوز مورد ویراستاری نهایی قرار نگرفته است. از غلط های احتمالی تایپی یا انشایی پوزش می طلبیم

بیت اول داستان

    هین بیا که من رسولم دعوتی       چون اجل شهوت کُشم نه شهوتی

یک – مولانای گرامی در ادامه این داستان اینطور می گوید: سلیمان (ع) به بلقیس پیام می دهد: الان بیا که من برای دعوت از سوی خدا آمده ام و شخص شهوتی نیستم بلکه خودم شهوت را می کشم.  من بر شهوت خود امیر و غالبم و اسیر شهوت نیستم. مولانای گرامی با اشاره به این نکته هشدار می دهد و داستان را اینگونه پی می گیرد

بت شکن بوده ست اصل اصل ما/ چون خلیل حق و جمله انبیا

گر در آییم ای رهی در بتکده/ بت سجود آرد نه ما در معبده

احمد و بوجهل در بتخانه رفت / ز این شدن تا آن شدن فرقی است زفت

این در آید سر نهد او را بتان / آن در آید سر نهد چون امتان

این جهان شهوتی بتخانه ای است/ انبیا و کافران را لانه ای است

لیک شهوت بنده پاکان بود / زر نسوزد  ز آنکه نقد کان بُود

کافران قلبند و پاکان همچو زر / اندر این بوته درند این دو نفر

( تعداد ابیات : 35)

***

دو – در ادامه مولانای گرامی به بیان بقیه داستان ابراهیم ادهم قدس الله سره می پردازد.  مولانا ی گرامی می فرماید:  آن مرد نیک نام  وقتی روی تختی شاهی بود از بالای بام صدای های و هویی را  در شب می شنود.  با خود می گوید که چه کسی این جرات را کرده و زهره را داشته که اینطور  بر صدا بر بام می کوبد. مولانای گرامی با اشاره به این نکته هشدار می دهد و داستان را اینگونه پی می گیرد

بانگ زد بر روزن قصر او که کیست؟/  این نباشد آدمی مانا پری است

سر فرو کردند قومی بوالعجب/ ما همی گردیم شب بهر طلب

هین چه می جویید گفتند اشتران/ گفت اشتر بام بر کیَ جست هان ؟

پس بگفتندش که تو بر تخت جاه/ چون همی جویی ملاقات اله

خود همان بُد دیگر او را کس ندید/ چون پری ز آدمی شد ناپدید

معنی اش پنهان و او در پیش خلق/ خلق کی بیند  غیر ریش و دلق

چون ز چشم خویش و خلقان دور شد/ همچو عنقا در جهان مشهور شد

( تعداد ابیات : 17)

***

سه – مولانای گرامی در اینجا به بقیه داستان اهل سبا و نصیحت و ارشاد سلیمان (ع) به آل بلقیس که باید هر کسی را اندر خورد مشکلات دین و دل او صید کرد. زیرا هر جنس مرغ به صفیر آن جنس مرغ و طعمه او ضمیری دارد.  مولانای گرامی می فرماید:  قصه سبا را مشتاق وار تعریف می کنم که چگونه  سبا به سوی لاله زار می آید. وقتی که خدا جق را با مرغان برایت فرستاده است به لجن هر مرغی سابقه و پیشینیه داده است.  مولانا با اشاره به این نکته هشدار می دهد و داستان را اینگونه پی می گیرد

مرغ جبری را زبان جبر گو/ مرغ پر اشکسته را از صبر گو

مرغ صابر را تو خوش دار و معاف/ مر غ عنقا را بخوان اوصاف قاف

مر کبوتر را حذر فرما ز باز / باز را از حلم گو و احتراز

و ان خفاشی را که ماند او بی نوا/ می کنش با نور جفت و آشنا

کبک جنگی را بیاموز تو صلح/ مر خروسان را نما اشراط صبح

همچنان می رو ز هد هد تا عقاب/ ره نما و الله اعلم بالصوب

  (تعداد ابیات : 14)

***

چهار- در ادامه مولانای گرامی به این داستان می پردازد که بلقیس از ملک آزاد می شود و از شوق ایمان و التفاوت مست می شود و از همه ملک در وقت هجرت خود را منقطع می کند الا تخت و تاج خود.  مولانای گرامی می فرماید:  چگونه سلیمان (ع) یک صفیری را به سوی مرغان سبا  فرستاده با آن جمله. مگر غیر از این بود که یک مرغ بی بال و پری بود  یا مانند ماهی کنگ و از اصل کر بود. مولانای گرامی با اشاره به این نکته هشدار می دهد و داستان را اینگونه پی می گیرد

نی غلط گفتم که کرَ گر سر نهد/ پیش وحی کبریا سمعش دهد

چونکه بلقیس از دل و جان عزم کرد/ بر زمان رفته هم افسوس خورد

ترک مال و ملک کرد او آنچنان/ که به ترک نام و ننگ آن عاشقان

آن غلامان و کنیزان بناز /پیش چشمش همچو پوسیده پیاز

باغها و قصرها و آب رود /پیش چشم از عشق گلخن می نمود

 عشق در هنگام استیلا و خشم / زشت گرداند لطفیان را به چشم

هر زمرد را نماید گنَد نا / غیرت عشق این بود معنی لا

( تعداد ابیات :43 )

***

پنج-  در ادامه مولانا  به داستان چاره جویی سلیمان (ع) برای احضار تخت بلقیس از سبا می پردازد. مولانای گرامی  می فرماید: عفریتی می گوید من با فن و شگرد خودم تخت بلقیس را در این مجلس تو حاضر می کنم. و آصف می گوید من با اسم اعظم خدا  تخت او را در یک دم پیش تو سلیمان (ع) حاضر می کنم.  مولانای گرامی  با اشاره به این نکته هشدار می دهد و داستان را اینگونه پی می گیرد

گر چه عفریت اوستاد سحر بود / لیک آن از نفخ آصف رو نمود

حاضر آمد تخت بلقیس آن زمان / لیک ز آصف نه ز فن عفریتیان

گفت حمد الله بر این و صد چنین/ که بدید ستم ز رب العالمین

پس نظر کرد آن سلیمان سوی تخت/ گفت آری گول گیری ای درخت

پیش چوب و پیش سنگ نقش کند / ای بسا گو لان که سرها می نهند

ساجد و مسجود از جان بی خبر/ دیده از جان جنبشی و اندک اثر

  ( تعداد ابیات : 12 )

***

شش –  مولانای گرامی  در اینجا به داستان  یاری خواستن حلیمه از بتان می پردازد چون محمد (ص) طفل را گم می کند و اینکه بت ها می لرزند و سجده می کنند و بر عظمت کار پیامبر (ص) گواهی می دهند.  مولانای گرامی می فرماید: یک قصه از حلیمه، دایه پیامبر(ص)، برایت تعریف می کنم، تا غم ترا داستان او بزداید. وقتی او به پیامبر شیر داد، مانند ریحان و ورد گرانبها او را بغل کرد.مولانای گرامی با اشاره به این نکته هشدار می دهد و داستان را اینگونه پی می گیرد

می گُریزاندش از هر نیک و بد/ تا سپارد آن شهنشه را به جَد

چون همی آورد امانت را ز بیم /  شد به کعبه و او آمد اندر حطیم

   از هو ا بشنید بانگی کای حَطیم/ تافت بر تو آفتابی بس عظیم

از حَطیم امروز آید بر تو زود/ صد هزاران نور از خورشید جود

ای حَطیم امروز آرد در تو رخت / محتشم شاهی که پیک اوست بخت

  ( تعداد ابیات :22 )

***

هفت – مولانا در ادامه به داستان  پیر عرب می پردازد که حلیمه را به استعانت از بتان دلالت می کند.  مولانای گرامی  می فرماید:  پیرمردی با عصا جلو می آید که کای حلیمه ترا چه می شود چرا اینقدر مضطرب هستی؟ و اینطور از دلت آتش بر می خیزد  که از ماتم جگرهای ما را می سوزانی.  مولانای گرامی ضمن اشاره به این نکته هشدار می دهد و داستان را اینگونه پی می گیرد

گفت احمد را راضیم معتمد/ پس بیاوردم که بسپارم به جَد

چون رسیدم در حطیم آوازها / می رسید و می شنیدم از هوا

من چون آن الحان شنیدم از هوا/ طفل را بنهادم انجا ز ان صدا

 تا ببینم این ندا آواز کیست/ که ندایی بس لطیف و بس شهی است

 نه از کسی دیدم نه گرد خود نشان/ نه ندا می منقطع شد یک زمان

چونکه واگشتم ز حیرت های دل / طفل را آنجا ندیدم وای دل

گفتش ای فرزند تو اندوه مدار/ که نمایم مر تو را یک شهریار

که بگوید گر بخواهد حال طفل/ او بداند منزل و تر حال طفل

( تعداد ابیات : 48)

***

هشت – مولانای گرامی در اینجا به داستان  خبر یافتن جد پیامبر (ص) عبدالمطلب از گم کردن طفل از سوی حلیمه و جستجو و طالب شدن او گرد شهر و نالیدن بر در کعبه و از حق کمک خواستن و یافتم محمد (ص) می پردازد. مولانای گرامی می فرماید: وقتی که جَد پیامبر (ص) عبدالمطلب از فغانهای حلیمه و گریه و رازهای او با صدای بسیار بلند  آگاه می شود. فورا” می فهمد و دست بر سینه می زند و شروع به گریه می کند.  مولانا ضمن اشاره به این نکته هشدار می دهد و داستان را اینگونه پی می گیرد

زود عبد المطلب دانست چیست/ دست بر سینه همی زد می گریست

آمد از غم بر در کعبه به سوز / کای خبر از سر شب و از راز روز

خویشتن را من نمی بینم فتی / تا بود همراز تو همچون مَنی

خویشتن را من نمی بینم هنر / تا شوم مقبول این مسعود در

یا سر و سجده مرا قدری بُود / تا به اشکم دولتی خندان شود

لیک در سیمای آن دُر یتیم/ دیده ام آثار لطفت ای کریم

که نمی ماند بما گر چه ز ماست / ما همه ِمسیم و احمد کیمیاست

( تعداد ابیات:  42)

***

نُه –  مولانای گرامی در ادامه به این داستان می پردازد عبدالمطلب از موضع محمد (ص) نشانی می خواهد که کجا پیدایش کنم و از درون کعبه پاسخ می آید و او نشان می یابد. مولانای گرامی می فرماید : از درون کعبه آواز می آید به عبدالمطلب که ای جوینده آن طفل رشید. او در فلان محل در زیر درخت است و عبد المطلب آن پیر نیکبخت به آن سمت می رود. مولانای گرامی با اشاره به این نکته هشدار می دهد و داستان را اینگونه پی می گیرد

در رکاب او امیران قریش/ ز آنکه جدش بود ز اعیان قریش

تا به پشت آدم اسلافش همه/ مهتران بزم و رزم و ملحمه

این نَسب خود پوست او را بوده است/ کار شهنشاهان مَه پالوده است

مغز او خود از نسب دور است و پاک/ نیست جنسش از سمک کس تا سماک

نور حق را کس نجوید زاد و بود / خلعت حق را جه حاجت تار و پود

کمترین خلعت که بدهد در ثواب/ بر فزاید  برتر از آفتاب

( تعداد ابیات : 8)

***

دَه –  در اینجا مولانا به بقیه داستان دعوت رحمت از بلقیس می پردازد. مولانای گرامی می فرماید: بلقیسا حالا بلند و بیا و ملک را ببین و بر لب دریای یزدان بنشین .  خواهر تو در چرخ بلند مرتبه سنی ساکن هستند تو  چه سلطانی به مردار می کنی. مولانا با اشاره به این نکته هشدار می دهد و داستان را اینگونه پی می گیرد

خیز بلقیس یا بیا و مُلک بین/ بر لب دریای یزدان در بچین

خواهرنت ساکن چرخ سَنی/ تو به مُرداری چه سلطانی کنی

خواهرانت را ز بخشش های راد / هیچ می دانی که آن سلطان چه داد

تو ز شادی چون گرفتی طبل زن/ که منم شاه و رئیس گولخن

  ( تعداد ابیات : 4 )

***

یازده – در اینجا مولانای گرامی به داستان مثل قانع شدن آدمی به دنیا و حرص او در طلب و غفلت او از دولت روحانیان می پردازد که از ابنای جنس وی هستند و نعره می زند ( یا لیت قومی یعلمون ). مولانای گرامی می فرماید: درباره سگی که گدای کوری می بیند و باو حمله می کرد و دلق او را می درد صحبت کرده ایم. اما برای تاکید بیشتر دوباره تکرار می کنیم. مولانای گرامی با اشاره به این نکته هشدار می دهد و داستان را اینگونه پی می گیرد

کور گفتش آخر آن یاران تو / برند این دم شکاری صید جو

قوم تو در کوه می گیرند گور / در میان کوی می گیری تو کور

ترک این تزویر گوی شیخ نفُور/ آب شوری جمع کرده چند کور

کاین میدان من و من آب شور / می خورند از من همی گردند کور

آب خود شیرین کن از بحر لدُن/ آب بد را دام این کوران مکن

خیز شیران خدا بین گور گیر/ تو چو سگ چونی به رزق کور گیر

گور چه، از صید غیر دوست دور / جمله شیر و شیر گیر و مست نور

   ( تعداد ابیات : 70)

***

برای کل ابیات به هر مثنوی نسخه نیکلسون مراجعه نمایید

***

می توانید برای مشاهده ابیات کامل هر داستان (هر بخش) روی تصویر کلیک کنید و به سایت گنجور وصل شوید. توجه نمایید که شماره داستانهای کتاب مثنوی مونس در سایت کلمبیران ممکن است با شماره بخشهای دفاتر مختلف مثنوی در سایت گنجور یک یا چند شماره ترتیب، اختلاف داشته باشد. همچنین در سایت گنجور می توانید به متن ابیات آثار سایر شعرای بزرگ پارسی زبان همراه با فایل صوتی منتخبی از اشعار دسترسی پیدا کنید. کُلُمبیران و گنجور هیچ گونه تماس و ارتباط مالی و اداری با یکدیگر ندارند

 


Link to all posts under this project

لینک به تمام پُستهای این پروژه، روی تصویر فوق


Saeid Mahdavi, Author


درباره این پروژه و نویسنده کتاب مثنوی مونس

سعید مهدوی نویسنده کتاب مثنوی مونس (فهم آسانتر مثنوی مولوی) می باشد که آن را در سال 1394 در شش مجّلد به رشته تحریر درآورده است. ایشان در ابتدای پاییز سال 1395 (سپتامبر 2016) در یک حرکت فرهنگی اجتماعی ستودنی، حقوق قانونی و معنوی انتشار هفتگی و تدریجی آنلاین این کتاب ارزشمند را در اختیار کلمبیران کانادا قرار دادند تا خوانندگان و مخاطبین فارسی زبان ما در کانادا و سایر نقاط جهان که از نعمت و امکانات دسترسی به کتب و منابع ادبی فارسی در خارج از کشور محروم می باشند، امکان آشنایی با مثنوی مولوی، این گنجینه ادبیات پارسی، و بهره برداری از منتخبی از اشعار و داستانهای آسان نویس شده و زیبای آن را بطور رایگان و به سادگی از طریق تعامل و دنبال کردن شبکه های اجتماعی وب سایت کلمبیران بدست آورند

مولف جهت سهولت بصری، هر جلد از شش مجّلد کتاب مثنوی مونس را  با جلد و حاشیه ورقهای به رنگهای مجزا تزیین نموده که با توجه به محدودیت های فنی در انتشار محتوی بصورت آنلاین با صرف کمترین زمان و نیروی انسانی، همان رنگ ها را صرفا در تصویر جلد هر پُست اینترنتی بکار برده ایم

برای دسترسی به کلیه قسمت ها و جلد های منتشر شده تا کنون در یک منوی جامع؛ لطفا به صفحه اختصاصی سعید مهدوی در اینجا مراجعه نمایید

کلمبیران کانادا از این همکاری ارزنده و معنوی آقای سعید مهدوی صمیمانه قدردانی می نماید. کلیه حقوق مادی و معنوی این کتاب  برای نویسنده و ناشر قانونی کتاب محفوظ است. ناشرین و یا مترجمین با تجربه و علاقمند در خارج از ایران  می توانند جهت هماهنگی جهت کسب اجازه برای فروش کتاب در بازار خارج از کشور  و یا ترجمه آن به زبانهای انگلیسی، فرانسوی، و یا اسپانیایی، مستقیما با نامبرده و یا با بنگاه کلمبیران کانادا تماس حاصل فرمایند

Link to buy the entire book (6 volumes)

لینک به خرید اینترنتی هر شش جلد کتاب 


Back to Top – Retour au Sommet – Volver Arriba – بازگشت به بالا


ENGLISH

***

HOME – SITE MAP – PROJECTS

ca50.25

About Cozy Masnavi, by S. Mahdavi

Saeid Mahdavi is the author of “Cozy Masnavi” in 6 volumes, written on 2015; a simplified version of Masnavi of Molana (Rumi).  Masnavi of Molana (or Maulana) is one of the most iconic poem book of Persian literature of all times. Rumi’s Masnavi has been recognized as the most popular and best-seller Persian poem book in the USA.

Saeid Mahdavi has exclusively granted COLOMBIRAN the copyrights permission for periodic online publication of his book to let our Persian-speaking readership across the world have the opportunity to read a simplified version of the rich and somewhat hard-to-understand literature of Rumi.

To get access to all sections and volumes of the book in a one-page menu, please refer to Saeid Mahdavi’s page here. 

All rights reserved for Saeid Mahdavi. 

FRENCH

***

L’ACCUEIL – CARTE DU SITE – PROJETS

À propos de projet 705-2, par Saeid Mahdavi

Saeid Mahdavi est l’auteur de “Cozy Masnavi” [Masnavi Facile] en 6 volumes, 2015; une version simplifiée de Masnavi de Molana (Rumi). Masnavi de Molana (ou Maulana) est l’un du livre de poème le plus populaire de la littérature persane de tous les temps, qui a été reconnu comme livre de poèmes les plus populaires et “best-seller” aux Etats-Unis.

Saeid Mahdavi a exclusivement accordé à COLOMBIRAN, l’autorisation des droits d’auteur pour la publication en ligne de son livre comme un geste de collaboration avec nous, pour laisser nos communautés de langue persane à travers le monde d'avoir l'occasion de lire une version simplifiée de la riche littérature de Rumi.

Pour voir toutes les sections et les volumes déjà publié en ligne, s’il vous plaît se référer à la page de Saeid Mahdavi chez notre site ici.

SPANISH

***

INICIO – MAPA DEL SITIO – PROYECTOS

co50.25

Sobre proyecto 705-2 por Saeid Mahdavi

Saeid Mahdavi es el autor de “Masnavi Fácil” en 6 volúmenes, 2015; una versión simplificada de Masnavi de Molana (Rumi). Masnavi de Molana (o Maulana) es uno de los más populares libro de poemas de la literatura persa de todos los tiempos, que ha sido reconocido como el libro de poemas más populares y los más vendidos en los EE.UU.

Saeid Mahdavi ha concedido el permiso a COLOMBIRAN exclusivamente los derechos de autor para publicación en línea de su libro como un gesto de colaboración con nosotros, para dar nuestras comunidades persas en todo el mundo la oportunidad de leer una versión simplificada de la rica literatura de Rumi.

Para ver todas las secciones y volúmenes disponibles del libro, por favor refiérase a la página de Saeid Mahdavi en nuestra página web aquí.

Read more about Rumi

En savoir plus sur Rumi (en français)

Más sobre Rumi (en español)

درباره مولانا بیشتر بدانید


Back to Top – Retour au Sommet – Volver Arriba – بازگشت به بالا



About Project Series 700

A Propos de Projets de la série 700

Sobre Proyectos de la Serie 700

درباره پروژه های ادبیات سری 700


COLOMBIRAN NETWORKS

RÉSEAUX DE COLOMBIRAN

  

REDES DE COLOMBIRAN

شبکه های کلمبیران


HOME – L’ACCUEIL – INICIO – صفحه نخست

SITE MAP – نقشه سایت


 

106 Total Views 1 Views Today

Related Post

You may also like...